تاریخچه وانواع کارآفرین

امروزه در عرصه جهانی اشخاص خلاق و نوآور به عنوان کارآفرین منشا تحولات بزرگی در زمینه های تولید و خدمات شده اند. هنگامی که مسیر حوادث، و فعالیتهای اقتصادی و اجتماعی جوامع را بررسی می کنیم، متوجه میشویم که انسان ها همواره به دنبال تغییر بوده اند ودراین بین، افرادی بوده اند که از قوانین کلی جوامع تبعیت نکرده اندو باعث تغییر در جوامع خود و جوامع بشری شده اند.

جامعه پیشرفته امروزی، توسعه خود را مدیون همین انسان هایی است که قادربودندتا رویاها و ایده های خلاقانه خودرابه حقیقت تبدیل کنند، وهمچنین از جرأت کافی برای مبارزه با روش های جا افتاده برخوردار بوده اند. این عاملان تغییر، شخصیت و روحیه ای داشته اند که امروزه «کارآفرینی» نامیده می شود.دراین مقاله برای آشناایی بیشتربا این افراد به بررسی تاریخچه این کلمه وبررسی انواع آن پرداخته ایم.

تاریخچه

کارآفرین واژه ای تقریباقدیمی است،که ریشه ی آن فرانسوی است. این کلمه حدود۳۰۰سال قدمت دارداما کارآفرینی به شکلی که ما امروزه درک میکنیم تنهاحدودیک قرن است که رواج پیداکرده است.این واژه درطول زمان به همراه تحول شیوه های تولیدو…دچارتغییرویا افزایش مفاهیم دربرگیرنده ی آن شده است.

مرسوم است که درهرفعالیت و حوزه ای برخی ازپیشکسوت های آن حوزه را به عنوان پدریا مادرآن حوزه اعلام می کنند، برهمین اساس آقای ژوزف شومپیتر بعنوان پدرعلم کارآفرینی معرفی شده است.

نتیجه تصویری برای عکس ژوزف شومپیتر پدرعلم کارآفرینی

شومپیتر درسال ۱۹۲۸تعریف کارآفرینی را اینگونه بیان کرد:

عصاره کارآفرینی در درک وبهره برداری از فرصت هااست.البته شومپیتر باتدریج با ورود به سیاست تعریف اش را کمی کلان تر ارائه دادوبیان کردکه کارآفرینان کسانی هستندکه اقتصادوسازمان ها را زنده میکنند.

شومپیتربه رابطه بین کارآفرینی ونوآوری توجه بسزایی داشت وکارآفرینی راچیزی فراترازیک مفهوم فرصت جویی میدید.او پنج شیوه برای نوآوری بیان کرده است:

  • معرفی یک کالای جدید
  • به کارگرفتن شیوه ای جدید برای تولید محصول قدیمی
  • بوجودآوردن یک بازار جدیدبرای محصول موجود
  • کشف وبه کارگرفتن یک منبع جدید برای تامین کردن مواداولیه
  • ایجاد یک ساختارجدید برای یک صنعت موجود

اکنون براي درك بهتركارآفريني,سير تاريخي تعريف كارآفريني و تغيير نگرش به آن رابررسي خواهیم کرد.سیرتاریخی مفهوم کارآفرینی را به ۵دوره تقسیم میکنند:

دوره اول ( قرون ۱۵ و ۱۶ میلادی):

دراین دوره اولین تعاریف درموردکارآفرینی ارائه شده است.این دوره که همزمان بادوره قدرتمندی حکومت های فئودالی دراروپا است،کارآفرین راشخصی میدانستندکه مسئولیت اجرای پروژه های بزرگ(مانند:معماران مسئول ساخت کلیسا)را برعهده می گرفت.والبته دراین راه مخاطره ای را نمی پذیرفت .

دوره دوم(قرن۱۷میلادی):

این دوره هم زمان با شروع انقلاب صنعتی در اروپا بوده است . دراین دوره بازرگانان،صنعتگران،ودیگرمالکان خصوصی را بعنوان کارآفرین درنظرمیگرفتندکه البته شاخص ریسک پذیری رادرکسب وکارخود لحاظ می کردند.ریچاردکانتیلون نویسنده واقتصاددان قرن ۱۷کارآفرین را فردی ریسک پذیر معرفی کرده است.

دوره سوم(قرون ۱۸و۱۹میلادی)

در این دوره به دلیل پدیده صنعتی شدن درسراسرجهان،کار آفرين فردي است که ریسک راپذیرفته وسرمايه خودرا از طريق وام تامين مي کنددرواقع کارآفرینان از سرمایه گذاران جدا شدند. به این معنی که شخصی که ریسک را می پذیرد با فردی که سرمایه را تامین می کند متفاوت است.

دوره چهارم(دهه های میانی قرن۲۰ میلادی):

دراین دوره بخش نواوری شامل خلق محصولات جدید ویا حتی ایجاد یک ساختارسازمانی جدید به تعاریف کارآفرینی اضافه شد. مفهوم نواوری دراین دوره به دلیل افزایش بازار محصولات و همچنین ایجاد مزیت رقابتی درکسب وکارها بوجود آمد.

دوره پنجم(دوران معاصر ازاواخردهه ی ۱۹۷۰ تاکنون):

دراین دوره که همزمان با شروع موج جدیدی از کسب وکارهای کوچک ورشداقتصادی است کارآفرینی به عنوان تسریع کننده ی این سازوکار شناخته شد. قبل از این دوره اغلب توجه اقتصاددانان به کارآفرینی معطوف بود، اما در این دوره به تدریج جامعه شناسان، روان شناسان و محققین علوم مدیریت نیز به کارآفرینی توجه نموده اند.

تا دهه ۱۹۸۰ سه موج وسیع ، موضوع کارآفرینی را به جلو سوق داده است:

موج اول: انفجار عمومی مطالعه و تحقیق در قالب انتشار کتابهای زندگی کارآفرینان و تاریخچه شرکتهای آنها، چگونگی ایجاد کسب و کار شخصی و شیوه‌های سریع پولدار شدن می‌باشد. این موج از اواسط دهه ۱۹۵۰ شروع می شود.

موج دوم: این موج كه شروع آن ازدهه ۱۹۶۰بوده شامل ارائه رشته‌های آموزش كارآفرینی در حوزه‌های مهندسی و بازرگانی است كه در حال حاضر این حوزه‌ها به سایر رشته‌ها نیز تسری یافته است.

موج سوم: این موج شامل افزایش علاقمندی دولتها به تحقیقات درزمینه كارآفرینی و بنگاههای كوچك،تشویق رشد شركت‌های كوچك و انجام تحقیقات در خصوص نوآوری‌های صنعتی می‌شودكه از اواخردهه ۱۹۷۰ آغاز شده است.

تاریخچه کارآفرینی در ایران

علی رغم اینکه درکشورهای پیشرفته ازاواخردهه ی۱۹۷۰به بعد وحتی دربسیاری از کشورهای درحال توسعه ازاواخر دهه ی ۱۹۸۰ به بحث کارآفرینی توجه زیادی شده است. درایران تا شروع اجرای برنامه سوم توسعه توجه زیادی به کارآفرینی نشده بود. امادردهه ی ۱۳۸۰به دلیل وجود مشکل بیکاری واحتمال حادترشدن این مشکل موضوع توسعه ی کارآفرینی مورد توجه قرارگرفت. شرایط مختلف اقتصادی، سیاسی و فرهنگی کشور در سالهای گذشته موجب شده تا در برنامه سوم توسعه به کارآفرینی خصوصا در مباحث پژوهشی و اموزش و پرورش کارآفرینان توجه شودبر اساس این، برنامه سوم توسعه طرحی تحت عنوان طرح توسعه کارآفرینی در دانشگاههای کشور که به اختصار کاراد نام گرفته است تدوین و اجرای آن با نظر سازمان مدیریت برنامه ریزی وزارت علوم تحقیقات فناوری و ۱۲ دانشگاه کشور شروع و مسئولیت پیگیری اجرا و امور ستادی آن از سوی وزارت علوم در اواخر سال ۱۳۷۹ به سازمان سنجش آموش کشور واگذار شد.

طرح کاراد

باتوجه به این مساله که جذب نیروی انسانی آماده به کار درکشورما تقریبا متوقف شده وبخش خصوصی نیز توانایی جذب فارغ التحصیلان آماده به کاررا ندارد، طرح کاراد بادرنظرگرفتن کارآفرینی به عنوان اشتغال مولد وباهدف رفع مشکل بیکاری ونیزبهره مندی از پیامدهای دیگرکارآفرینی مانند خلاقیت، تولیدثروت،به کارگیری فناوری،ورشداعتمادبه نفس درمیان فارغ التحصیلان وهمچنین جلوگیری ازمهاجرت نخبگان ارائه شد.

نتیجه تصویری برای انواع کارافرینی

تقسیم بندی های مختلفی از کارآفرینی صورت گرفته است که مهم­ترین آنها عبارت است از:

(۱)فردی : ( مستقل/ سازمانی)

مستقل :این نوع ازکارآفرینی فرآیندی است که درآن از مرحله ایده ی اولیه تا مرحله ی ارائه دادن محصول خود تمام  فعالیت ها را فرد به طورمستقل انجام میدهد.دراین نوع از کارآفرینی فعالیت خود را اغلب به صورت خیلی محدود آغاز میکند. این نوع فعالیت را اغلب خوداشتغالی نیز می نامند .

سازمانی: این نوع از کارآفرینی فرآیندی است که شخص تحت حمایت یک سازمان فعالیت های کارآفرینی خودرا با تمرکز برروی خلاقیت ونوآوری به ثمر میرساند ، درواقع کارآفرین میتواند درون سازمان از طریق ترکیبات مختلف منابع جدید به توسعه ی فرصت ها بپردازد. پینگات، کارآفرینی درون سازمانی را این چنین تعریف می‌کند: «کارآفرین درون سازمانی، رؤیاپردازی است که مسئولیت به ثمر رساندن یک نوآوری را در درون سازمان بر عهده می‌گیرد.»

این دونوع کارآفرینی باوجودتفاوت های چشمگیراماشباهت هایی نیزدارند.مثلاهردو نوع به نوآوری توجه دارندوهدف هردوشیوه ایجادمحصولات یا خدماتی باارزش افزوده می باشد.

تفاوت بین کارآفرینی مستقل وسازمانی

یک تفاوت در رقیبان شرکت است. درکارآفرینی فردی «رقیب» بازار است. درحالی که در کارآفرینی سازمانی«فرهنگ شرکت» رقیب اولیه یعنی شرکت میتواند در مقابل بسیاری از فرآیند های کارآفرینان را سد نماید.

تفاوت دیگر دراین است که اقدامات وفعالیت های کارآفرین مستقل توسعه ای است درحالی که کارآفرینی سازمانی اغلب متوجه بازیابی است. این اقدامات بازیابی اغلب در رویارویی با رکورد در سازمان ها صورت میگیرد . فرآیند ارائه خدمات و یا محصولات جدید ممکن است نتیجه کارآفرینی باشد اما هدف نهایی این نوع از کارآفرینی بازیابی فرهنگ کارآفرینانه است.

(۲)گروهی(شرکتی/اجتماعی)

شرکتی:این نوع کارآفرینی شامل فرآیندی است که یک شرکت طی میکندتا هریک ازکارکنان آن وظیفه خودرا درنقش یک کارآفرین انجام دهند.یعنی همه ی افراد را به کارآفرینی تشویق کرده تا تمام فعالیت های کارآفرینی فردی وگروهی درشرکت به طور مستمر انجام پذیرد.

اجتماعی:کارآفرینی اجتماعی یک فرآیند ارائه راه حل های نووخلاقانه برای مسائل اجتماعی است.کارآفرینان اغلب درتعریف سنتی عملکرد خودرادرخلق سودوبازگشت آن اندازه گیری میکنند درحالی که کارآفرین اجتماعی علاوه براین موارد به تاثیرگذاری مثبت درجامعه نیز توجه دارند.

نتیجه تصویری برای عکس در مورد تاریخچه کارآفرینی

همچنین بخوانید:۱۲ گام برای شروع کسب و کاری پر سود

به اشتراک بگذارید:
قبلی «
بعدی »

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *